الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )

76

الخصال ( فارسى )

5 - هرگز از عفو خلاف كار پشيمان مباش . 6 - هرگز بر شكنجه و عقوبت مبال . 7 - تا راه گريز دارى بتندى و تحكم مشتاب مگو من فرمان دهم و دستورم اجرا مىشود زيرا اين خود فساد در دل و سستى در دين پديد كند و دگرگونى و آشوب فراهم آورد . 8 - چون از ملاحظه سلطنت و مقام خود تكبر و سرافرازى تو را گرفت نگاهى بملك بزرگ خدا كن كه بالا دست تو است و توجه كن كه خدا بر تو قدرت دارد و تو در برابر او بر خود هم قدرت ندارى زيرا اين توجه سركشى تو را فرو نشاند و تندى تو را باز دارد و عقلى كه در اثر خود بينى از سرت بدر رفته به تو برگرداند . 9 - مبادا با خدا در بزرگى و جبروت سر همسرى و همانندى داشته باشى زيرا خداوند هر جبارى را خوار و هر بالنده‌اى را زبون مىكند . 10 - نسبت به خدا و مردم از طرف خودت و خاندانت و دوستانت انصاف و عدالت را مراعات كن اگر نكنى ستم ورزيده‌اى ( و هر كس ببندگان خدا ستم كند از طرف بندگان ، خدا خصم او است و چون خدا با كسى خصومت كند دليلش را باطل نمايد و با او بجنگند تا برگردد و توبه كند ) هيچ چيز از پائيدن بر ستمكارى مؤثرتر در زوال نعمت خداوند و تعجيل انتقام او نيست ، زيرا خدا نفرين ستمكشان را خوب ميشنود و در كمين ستمكاران هست . 11 - كارهائى را بيشتر دوست دار كه با حقيقت‌تر و عادلانه‌تر و رضايتمندى عموم رعايا را بهتر جلب ميكنند زيرا خشم ملت رضايتمندى مخصوصان دولت را پايمال مىكند ولى خشم مخصوصان دولت با وجود رضايت عمومى ملت جبران و درگذشت مىشود ، مخصوصان و اطرافيان والى در هنگام صلح و آسايش هزينه بسيار سنگينى بر او تحميل ميكنند . در هنگام گرفتارى كمتر به او كمك ميدهند . از عدالت بيشتر بدشان مىآيد پرروتر درخواست بخشش و منصب ميكنند ؛ چون به آنها چيزى داده شود كمتر شكر ميكنند و اگر دريغ شود ديرتر عذر ميپذيرند و در پيش آمدهاى ناگوار روزگار ناشكيباترند . همانا ستون ديانت و جامعه مسلمانان و ذخيره دفع دشمنان تودهء عمومى ملت باشند بايد گوشت بسخن آنها و دلت با آنها باشد . 12 - هر كس از رعايا نسبت بمردم عيب‌جوتر است او را از خود دور كن و دشمن دشمن‌تر بدار